سيد محمد باقر برقعى

754

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

ام ائمه فاطمه چون ز خديجه زاده شد * ذريه رسول را جده و مام مىرسد گر نبود چكامه در مدح و ثناى فاطمه * شعر « عتيق » كى به اين شهد و كلام مىرسد معمار اول در بناى تربيت در بناى تربيت معمار اول مادر است * هر قِدَر مادر مجرب‌تر ، بنا محكم‌تر است اين بنا سرفصل آگاهيست بر مبناى عقل * پايه‌هاى اين بنا بر روى دوش مادر است در محيط خانه پاگيرند اطفال از نخست * پس محيط خانواده تربيت را را مظهر است دومين سازنده آينده‌سازان مدرسه * مركز تهذيب اخلاق تعالىگستر است مادران اول مربى ، اولين ارشادگر * مادران اول معلم ، اولين روشنگر است نقش مادر نقش حساسى است زين آزاده زن * در پناه عفت انسان‌ساز و انسان‌پرور است دامن مادر بود ، دانشسراى معرفت * اولين دانشكده تحصيل هر دانشور است خاستگاه اولين تربيت دامان اوست * اى خوش اين دامان اگر كانون مهر داور است با فروغ زندگانى ، كودك معصوم را * در نجات از هر بدآموزى نخستين سنگر است مادران آينده‌سازند و صبور و سخت‌كوش * حاصل فرداى روشن دسترنج مادر است اين بشر كز نيستى ، آرد بشر را در وجود * بوده او مديون اين ، انسان ، انسان‌پرور است خلقت ما را وسيله مادر و باعث خداست * نيست اغراق ار بگويم او خدائى ديگر است جنت فى تحت اقدام آمده در شأن تو * مادران ، اين گفت شيرين ، گفته پيغمبر است قهرمان‌پرور توئى مادر ، توانائى توراست * پايه قدر تو از كشورگشايان برتر است نيز از دامان پرمهرت ، ابرمردان راد * خصلت مردآفرينى در وجودت اندر است گر تو را خوانم ضعيفه ، مادر اين جرم است جرم * اى توانا زن ، ضعيفه واژه‌اى دردآور است پايهء ارج و مقام و منصبت بايد ستود * مىكند اذعان « عتيق » و غرق در اين باور است مدح مولا على عليه السّلام اى همه گيتى ز تو آراسته * بوى گل از عطر تو برخاسته